|
می گفت: آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر می میرم باور نمی شد فقط یه امتحان ساده به او گفتم :بمیر سالهاست در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم...!!
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 12:9 توسط ستاره |
ای مضمون آب وآیینه، ای نجابت سبز، ای رایحه صبح. خورشید رو به تو نمازمی گذارد، و مهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند. ای بلندای قامت سپیده ، ای مفهوم سبز ولایت میلاد تو ، تولد دوباره «نور» است، تولد یک کهکشان حماسه وغرور، یک آسمان صداقت ونور، یک جهان نور نور. ای «زهره» ای «زهرا» ای صداقت محمد(ص) ای زبان «علی(ع)» ای اسطور مهر ای زن، وای... مادر ، تولدت مبارک به شما دختران که آیه های سبز نجابت از نگاهتان می تراود. و به شما مادرانی که لبخند زندگی در باغچه دستان پر مهرتان هر روز می روید. روز زن وروز مادر را تبریک می گوئیم...* مادر دوستت دارم...* فقط تو مادر عشق زمینی من... + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 13:3 توسط ستاره |
روزي گذر کردم از بياباني.ديدم روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...!* + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 13:16 توسط ستاره |
شب است وتن به تاروپود تازیانه می زند ناقوس تنهایی در دلم طنین می اندازد لحظه هایم با سکوت سپری می شود افکارم تا بی نهایت پر می کشد هیچ درد آشنای نیست که در این ظلمت شب به دادم برسد خدایا توبه دادم برس...!* + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 12:55 توسط ستاره |
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد من که می دانم که تا سرگرم بزم ومستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان میرسد پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست ... بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست نیست ... من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر سر زده می آیدوراه فراری نیست نیست ... پس چرا...! پس چرا عاشق نباشم ...!*
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 12:44 توسط ستاره |
سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورتو از دست بدی نه به خاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی... + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 14:18 توسط ستاره |
يه دوست قديمي مي گفت:آدما مثل يک کتاب مي مونن که تا وقتي باز نشن براي ديگران + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 14:11 توسط ستاره |
|