تبليغاتX
مجســمه کـــاغذی

اشکات وپاک کن عروسک،حالا چه وقت زاریه

حالا که وقت گریه نیست، نگو چه روزگاریه

نگو برای غصه ها، اشکای تو یه مرهمه

اشکات وپاک کن عروسک،فرصت زندگی کمه

برای من که هر نفس، لحظه بی قراریه

طراوت خنده تو،طراوت بهاریه

من نمی خوام مثل صدف، تو موج گریه بشکنی

اشکات وپاک کن می بینی، عروسک شعر منی

عروسک شعرای من، کی گریه رو یاد توداد

کی گفت که تو گریه کنی ، گریه به چشمات نمی یاد

وقتی که اشکات می ریزن،رواون حریر گونه هات

می لرزه با هق هق تو، کوه صبور شونه هات

نزار بریزه اشک غم، روسبز نگاه تو

دوست ندارم گریه کنن، چشمای بی گناه تو

برای من که خسته ام،خنده تو یه مرهمه

اشکات وپاک کن عروسک،فرصت زندگی کمه


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم دی 1385 توسط ستاره شب

یا علی..

عید بزرگ غدیر بر شما مبارک...

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم دی 1385 توسط ستاره شب
درباره وبلاگ
صداي چک چک اشکهايت
را از پشت ديوار زمان
مي شنوم و مي شنوم
که چه معصومانه در کنج
سکوت شب ‌،
براي ستاره ها ساز دلتنگي
مي زني و من مي شنوم
مي شنوم هياهوي زمانه را
که تو را از پريدن و پرکشيدن
باز مي دارد
آه ، اي شکوه بي پايان
اي طنين شور انگير
من مي شنوم
به آسمان بگو که من مي شکنم !
هر آنچه تو را شکسته
و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...
آرشيو مطالب

<-BlogCustomHtml->


قالب وبلاگ