|
دلم خیلی گرفته - الان اینجا نشستم تا شاید اوون ببینه که من منتظر هستم دلم خیلی گرفته آخه چون خیلی تنهاست برای نیم نگاهی چشام همیشه دریاست دلم می گه میمیرم اگه این جوور تمووم شه که من اینجا بموونم - اوونم اونجا فنا شه آخه ما خیلی وقته با هم دوست و رفیقیم ولی تا بووده اینه می گن بی هم میمیریم ولی من دوست ندارم که از دستش رها شم اوونم اینو می دوونه که هر آن من فداشم نمی دوونم چرا ما فقط این جوور اسیریم آخه می دوونی انگار بدوون هم میمیریم شاید دیدی یه وقتی دلت تند تند می گیره فقط چارش همینه - اوون توو بغل بگیره تا وقتی که باهاشم اصلا نیستم توو دنیا همش می گم بموونن سر جاشوون ساعت ها تو چشماش یه محبت یه نور یا که یه عشقه نمی دوونم چی هستن گموونم یه طلسمه به دل می گم صبور باش تو آخر مال اوونی می گه تا کی بموونم مگه تو نمی بینی که دائم توو هراسم که از من دوور نباشه اگه رووزی نباشم دلش ازم جدا شه اگه که یه غریبه اوونو ازم بگیره می میرم و می سووزم بازم می گی عجیبه؟ نمی دوونم خدایا دلم بازم گرفته چرا ما این همه دوور چرا شدیم بازیچه خدا خودت کمک کن- ما هر دوموون می دوونیم اگه بخوای تا ابد کنار هم می موونیم اگه بخوای می توونی کمک کنی تا ما هم با هم باشیم نه اینکه بگیریم زانووی غم خدا - خدا می شنوی باهات دارم سخن ها بگوو بگوو که داری هواموونو از بالا خدا دلم گرفته بهش بگوو ردیفه بگوو که ما می توونیم با هم باشیم همیشه خدا بگوو . . . + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 22:31 توسط ستاره |
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 13:56 توسط ستاره |
|