تبليغاتX
مجســمه کـــاغذی

سلام  بچه ها

 یکشنبه ۲۳ اردیبهشت تولد وبلاگم بود .

نتونستم آپ کنم ..یعنی حوصله نداشتم

امروز امدم آپ کردم ..

تولد وبلاگمو تبریک بگم...

 الان یک سال میگذره..

گریه هایم بی صداست

عشق من بی انتهاست

ردپای اشکهایم را بگیر

تا بدانی خانه عاشق کجاست...

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 توسط ستاره شب
 

 

نمي دونم از كدوم ستاره مي بيني منو


چشماتو مي بندي و دوباره مي بيني منو


بار بغض جمعه هاي ناگزير و بي صدا


خيلي خسته ام باورم كن دنيا زندونه برام


توي كوله راه چشمام عطر بارون بوي سيبي


واسه عاشقونه موندن تو همون حس غريبي


تو همون حس غريبي كه هميشه با مني


تو بهونه ي هر عاشق واسه زنده موندني


تو اميد انتظاري تو دلهاي نااميد


مثل ديدن ستاره تو شبهاي ناپديد


چه غريبونه گذشتن جمعه هاي سوت و كور


هنوز اما نرسيديد اي تجلي ظهور


با تو ام با تو كه گفتي تكيه گاه عاشقايي


مي دونم يه نوري , ساده اي بي انتهايي


مثل لالايي بارون تو كوير بي صدايي


تو خود عشقي , مي دونم ناجي فاصله هايي


تو همون حس غريبي كه هميشه با مني


تو بهونه ي هر عاشق واسه زنده بودني


عمريه دلم گرفته گله دارم از جدايي


غائب هميشه حاضر تو كجايي تو كجايي


تو كجايي تو كجايي ؟؟؟؟

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 توسط ستاره شب

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم 

ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم

کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم

حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها

نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها

من عاشقم همين و بس

غصه نداره بي کسيم

قشنگيه قسمت ماست

که ما به هم نمي رسيم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 توسط ستاره شب
درباره وبلاگ
صداي چک چک اشکهايت
را از پشت ديوار زمان
مي شنوم و مي شنوم
که چه معصومانه در کنج
سکوت شب ‌،
براي ستاره ها ساز دلتنگي
مي زني و من مي شنوم
مي شنوم هياهوي زمانه را
که تو را از پريدن و پرکشيدن
باز مي دارد
آه ، اي شکوه بي پايان
اي طنين شور انگير
من مي شنوم
به آسمان بگو که من مي شکنم !
هر آنچه تو را شکسته
و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...
آرشيو مطالب

<-BlogCustomHtml->


قالب وبلاگ