دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه ی بی سرو سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من حیرا نی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم، سوختم این راز نهفتن تا کی
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
عقل و دین باخته، عاشق رویی بودیم
بسته ی سلسه ی سلسه مویی بودیم
کس در آن سلسه غیر از من ودل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداش
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود، ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که گرفتار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من، شهرت زیبایی او
بس که دادم همه جا شرح دلارایی او
شهر پر گشت زغوغای تماشایی او
این زمان عاشق سر گته فراوان دارد
کی سر برک من بی سرو سامان دارد؟
.jpg)



بگذارحرفهايمان همچنان در نگاه من و در سكوت مبهم چشمان تو
پاك باقي بماند،اين نهايت زيبايست براي من كه هر لحظه به تو
بينديشم وشايد براي تو كه بداني،دلي برايت بتپد و صميمانه درودت
بفرستد .
بگذار هر دو جدا از هم و دور از هم در شور و شوق دوست داشتن
ها،منتظر بمانيم كه انتظار معني وسيعي است در جريان زندگي
و چه سخت است انتظار وصال تو ... !



سحر جان این پست تقدیم تو عزیز
...![]()
![]()
و همشهری(عصاره) و...
![]()
![]()
![]()


