|
اي ستاره اي كه پيش ديده مني ! + نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 11:41 توسط ستاره |
قصه گو بگو خدا دعامونو شنید یا نه ؟ اون قناری که بالش شکسته بود .پرید یا نه؟ قطره ی شبنمی اشکای اون آهو خانم آخرش از پشت بغض کوچیکش چکید یا نه؟ اون کبوتر که همش دلش می خواس خواب ببینه اون چی شد نفهمیدم .که آخرش خواب دید یا نه ؟ نقاشه آخر واسه نجات اون دختر ناز آخرین برگو روی درختشون کشید یا نه ؟ عاشقی که عمری بود سر دو راهی مونده بود آخرش از یکی از خاطرخواهاش برید یا نه ؟ باغبون که از غم غنچه ها خوابش نمی برد قصه گو .وقتی که دی شد .آخرش خوابید یا نه ؟ ابری که همش واسه گل و درختا ناز می کرد آخرش تو سرزمین خشکشون بارید یا نه ؟ اونجا که خورشید خانوم سالی یه بار سر نمی زد همه دعوتش می کردن آخرش تابید یا نه؟ دختری که آرزوش بود عروسک داشته باشه مادرش آخر براش عروسکو خرید یا نه ؟ من خوابم برده و آخراشو یادم نمی یاد آخر قصه کلاغه .به خونش رسید یا نه ؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 11:29 توسط ستاره |
|