زمانی که از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت و گفت تا آخر عمر من با تو هستم
از او پرسیدم کیستی جواب داد غم هستم
و آن لحظه فکر کردم که غم عروسکی است که من با آن سرگرم می شوم
ولی اکنون فهمیدم که من عروسکی هستم بازیچه ی غم

چه زود دیر می شود![]()
نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم آبان 1387 توسط ستاره شب

